پنجشنبه ۲۴ اسفند ۹۱
سبک خانهاش شباهت زیادی با خانههایی در بیابان
دارد که زمین را گود میکنند و رویش را با هر چیزی که دم دست وجود دارد
اعم از آهن، پلاستیک، فرش، میلگرد و چوب میپوشانند؛ خانه عجیب کلوخ محمد
هم این طور است.
کلوخ محمد در این باره می گوید: «تا هفت سال پیش چوپان بودم به دلیل خشکسالی و مرضی که آن سال گرفتار دامهایمان شد همه شان مردند. الآن حدود هفت سال است که بیکارم چون توان کار کردن نیز ندارم. فقط یک برادر دارم که مشهد زندگی میکند و سالی یک بار به اینجا سر میزند، درآمدم یارانه است و پول کمیته امداد که به من میپردازند.»
دیوارهای خانهاش عجیب هستند. هر یک متر دور تا دور خودش را سوراخ کرده و به عنوان طاقچه خانه استفاده کرده است، داخل خانهاش همه چیز است، از یک پیاله نیکل که هم با آن آب میخورد و هم غذا تا یک کتری سیاه و دو قابلمه سیاهتر که نشان از زندگی سخت وی دارد.
کلوخ محمد می افزاید: «نان را تکه تکه میکنم داخل قابلمه و با نوشابه میخورم!! تنها هستم و چون از خرج زن و بچه میترسیدم! هیچ گاه زن نگرفتم. از خانه همسایه یک کابل کشیدم تا تنها یک لامپ کم مصرف روشن کنم و در تاریکی نمانم.»
کلوخ محمد در این باره می گوید: «تا هفت سال پیش چوپان بودم به دلیل خشکسالی و مرضی که آن سال گرفتار دامهایمان شد همه شان مردند. الآن حدود هفت سال است که بیکارم چون توان کار کردن نیز ندارم. فقط یک برادر دارم که مشهد زندگی میکند و سالی یک بار به اینجا سر میزند، درآمدم یارانه است و پول کمیته امداد که به من میپردازند.»
دیوارهای خانهاش عجیب هستند. هر یک متر دور تا دور خودش را سوراخ کرده و به عنوان طاقچه خانه استفاده کرده است، داخل خانهاش همه چیز است، از یک پیاله نیکل که هم با آن آب میخورد و هم غذا تا یک کتری سیاه و دو قابلمه سیاهتر که نشان از زندگی سخت وی دارد.
کلوخ محمد می افزاید: «نان را تکه تکه میکنم داخل قابلمه و با نوشابه میخورم!! تنها هستم و چون از خرج زن و بچه میترسیدم! هیچ گاه زن نگرفتم. از خانه همسایه یک کابل کشیدم تا تنها یک لامپ کم مصرف روشن کنم و در تاریکی نمانم.»